سیاه چشمان
-
تاریخ: 1398/4/7 ساعت: 1:50
امشب چشمان سیاهت را مهتابی خواهم نمود تا جلوی پایم را بهتر ببینم؛چشمانی پر از خاطره پر از مهربانی و پر از درد و عاطفه. آنان که قدر چشمان سیاهت را نمیدانند؛و نمیدانند که سیاه چشم میخواهند یا چشمان پور
و دوباره عاشق تو میشوم
-
تاریخ: 1398/4/7 ساعت: 1:50
دلم از دست تو خون است؛اشکم از یاد تو جاریست؛قلبم از دست تو درد است ؛جسمم از کار زشت توخسته و شبم را به روز و روزم را به شب میرسانم و نمیدانم زمانم ؛گمانم؛روانم کی هست کجا هست چه هست و یاد شنیدن دوستت
اشک پاک
-
تاریخ: 1396/10/13 ساعت: 14:20
تا کنون اشکهایم را ندیده بودم و خیال کردم چشمان خیس دروغی بیش نیست صدای سرد و غم بارم با لرزشی عجیب و درماندگی در مقابل یارم مرا وادار به گریه میکرد گریه ای پاک و بی ریا من معنی اشک زن و مرد را نمیدانستم اما امروز دیگر میدانم؛زنها مینالند و اشک میریزند و مردها میسوزند تا چشمانشان کمی خیس شود و من سو...
جنگ خاموش
-
تاریخ: 1396/9/12 ساعت: 15:31
بوی خون می آید بوی گند باروت بوی تن سوخته از باروت بوی قلب سوخته از داغ عزیز بوی فتنه میآید بوی در وَهْمْ بردنِ بیشتر آزادی بوی مرگ می آید مرگی خاموش از داد بیدادان چشمانم میشنوند عقب گرد راه را گوشهایم میبینند طاغوت زمان را ناقوس مرگ از تو میآید پدید آنرا استشمام میکنم صلح را بر گرده ات میبینم دمکر...
درد
-
تاریخ: 1396/3/18 ساعت: 12:58
چشمانم خیس استxa0 خیس از رفتن عمر عمری ک بر بیهوده بودنش هر روز خبری تازه میدهد چقدر خوب است لذت دوست داشت بدون درد حس بودن بدون درد حس عزیز شدن بدون درد حس خالی شدن از غم حس چشیدن خدا حس دوست داشت خدا بدون نیاز بدون ریا بدون تو و بدون خدایت بدون اشک در چشمانم xa0دلم پر درد است درد جدایی فرزند از پد...
بیچاره دلم
-
تاریخ: 1396/3/18 ساعت: 12:58
چه خوش خیال است دلمان xa0 xa0 xa0از وادی سوخته منطق را میجوید بیچاره دلم!سوخته از منطق ناطقان ابلحه کوردل در وادی سوخته ی سنگدل به او گفتم چه میخواهی آنجا؟ آه کشید و سرد شد و لرزید و گفت به دنبال منطق آمدم بیچاره دلم!نمیداند منطق در اینجا خیال است،محال است،گنجی از سنت بی کمال است بیچاره دلم!هرچه منط...
حسنک کجایی
-
تاریخ: 1395/8/28 ساعت: 5:35
یادش بخیر حسنک کجایی! حسنک یادت بخیر ، چقدر کیف میکردیم وقتی به درس حسنک کجایی رسیدیم وقتی صدای حیوانات را در میآوردیم، وقتی به جای گاوها xa0وخروسها وبزغاله ها گرسنه میشدیم وبا صدایشان حسنک را متوجه میکردیم ، وآنجا با زبان بیزبانی به حسنک میفهماندیم که گرسنه مان هست، و حسنک میآمد و به ما غذا میداد ا...
بعد از مرگم به خود زحمت ندهید
-
تاریخ: 1395/8/28 ساعت: 5:35
چرا گریه میکنی؟بغض گلویت را می فشرد؟حالا دیگر چرا به خود زحمت میدهید؟ آنروز که باید بیادم می بودی نبودی .امروز چه شده است مگر؟ تا زنده بودم به احترام٬xa0 به عزت وسربلندی نیاز داشتم٬ امروز که مرده ای بیش نیستم! دگر به خود زحمت ندهید. تا زنده بودم مرا میکشتید و میکشتید ؛ آنروز نه گریه میکردید و نه زجه...
اندیشه ی هیچ
-
تاریخ: 1395/8/28 ساعت: 5:35
از فکر کردن به هیچ میرسم نشسته ام ،بی حس و حال در درونم پر از شادی پر از درد میزنم،میشکنم،میمیرم وجان میبخشم،وبه آسمان میروم،آسمانهای دور ، خیلی دور، دورتر از ذهن وخیال، xa0 گاهی هم در همین جا،همین نزدیکی ها همین بغل بغلها در کره ماه ساکن میشوم و زمین را xa0نظاره میکنم، همه به من نگاه میکنند و من به...
ناز وغلط
-
تاریخ: 1395/8/28 ساعت: 5:35
بر مرکب عشق سوار شدن غلط است رفتن از روی ناز بی مغز غلط است کم بزن سک، کم بزن پک بر سر ناتوان من این گوی اگر طبیعت است غلط است صدای تو صدای طوفانxa0 صدای من بی نا و بی جان چشمان تو پر از غرور و شهوت چشمان من پر از عاطفه ومهر رافت کمی تامل کن کمی دقت، کمی صبر سوار بر مرکب عشق شدی؟ نه هرگز ! این را نت...
تسلیت
-
تاریخ: 1395/8/28 ساعت: 5:35
شهادت شیخ نمر را به همه ی شیعیان وصاحب الزمان(عج) تسلیت عرض میکنم
چکیده ای از کتاب سیاست های خیایانی دکتر آصف بیات
-
تاریخ: 1395/8/28 ساعت: 5:35
سمینار انقلاب اسلامی ایران سیاست های خیابانی جنبش تهی دستان در ایران xa0 گردآورنده: سامی نظری ترکارانی xa0مقدمه کتاب سیاست های خیابانی نوشته آصف بیات که خود آذری زبان و در سال 1330 به دنیا آمده است و در سال 1336 به تهران مهاجرت نموده را می توان تصویری از یک مجموعه تهیدست در یک کشور را به خوبی لمس کر...
جنگ خاموش
-
تاریخ: 1395/8/28 ساعت: 5:35
بوی خون می آید بوی گند باروت بوی تن سوخته از باروت بوی قلب سوخته از داغ عزیز بوی فتنه میآید بوی در وَهْمْ بردنِ بیشتر آزادی بوی مرگ می آید مرگی خاموش از داد بیدادان چشمانم میشنوند عقب گرد راه را گوشهایم میبینند طاغوت زمان را ناقوس مرگ از تو میآید پدید آنرا استشمام میکنم صلح را بر گرده ات میبینم دمکر...
عقب ماندگی
-
تاریخ: 1395/8/28 ساعت: 5:35
مهمترین شکل ممکن برای رشد وتوسعه یک جامعه ی در حال پیشرفت رفاه اقتشادی خانوارهای آن جامعه است، به دلایلی که مطرح میشود نمیتوان گفت بدون رفاه اقتصادی یک خانوار ازxa0 یک جامعه رشد خواهد کرد ، چه اندیشه هایی که به دلیل فقر مالی و نبود امکانات در زیر هزاران خروار خاک مدفون گشته اند و کسی حتی صدایشان را ...
شب سیاه
-
تاریخ: 1395/8/28 ساعت: 5:35
بنام او در آبادی پر از وهم وخیال در میان جماعت شلوغ و پر دردسر در جایی که از آب گل آلود صید نمیکنند ؛بلکه به بند می کشانند و در بند میگذارند تا خوراک سگان کنند من در کوچه پس کوچه های تاریکش پرسه میزنم تاشاید روزنه ای از گرما و نور بیابم. xa0