یادش بخیر
حسنک کجایی!
حسنک یادت بخیر ، چقدر کیف میکردیم وقتی به درس حسنک کجایی رسیدیم
وقتی صدای حیوانات را در میآوردیم، وقتی به جای گاوها وخروسها وبزغاله ها گرسنه میشدیم وبا صدایشان حسنک را متوجه میکردیم ، وآنجا با زبان بیزبانی به حسنک میفهماندیم که گرسنه مان هست، و حسنک میآمد و به ما غذا میداد اما امروز دیگر آن روزهای خوب نیست، امروزحسنک خودش درگیر کارهای دیگریست، باید سکوت کرد، زبان داری اما باید بی زبان باشی، حسنک دیگر مهربان نیست یکبار حرف از گرسنگی بزنی میگوید این گوسفند در حال مریض شدن است آن مرغ دیگر تخم نمیگذارد، آن گاو دیگر شیر نمی دهد، خروووووووس دیگر بی موقع میخواند، تورو می دهد دست جلاد درسته کبابت کنند،سکوت نکنی میفروشندنت میدهندت به بیگانه تا از شرت خلاص بشوند، میگویند چه پررو،جانت را مدیون مایید نانت را هم از ما میخواهی؟ و کاش همان گوسفند کودکی مان میبودیم، کاش هنوز حسنک به ما غذا میداد، الان که بزرگ شدیم چیزی را نمیبینیم، در کتابهایمان یاد میگیریم چگونه دروغ بگوییم، چگونه دزدی کنیم وسر همدیگر را کلاه بگذاریم، میخواهم به کوه بروم و گاوچران بشوم، میخواهم با تحصیلات عالیه به کوه بروم و چوپان بشوم، گاو وگوسفند بپرورانم بهتراز این هست که جانی ودزد تربیت بکنم، با گاو گوسفند همنشین بشوم بهتر از اینه که با آدمهایی از جنس پست ترین حیوانات بنشینم، آری جانم را بر میدارم و به دشت وبیابان میروم وبه دور از قاتلان زندگی خواهم کرد، و ای کاش درسهایم به سادگی وپاکیه درس حسنک کجایی می بود،
آزاد باشید ، سامی نظری
برچسب: حسنک کجایی,حسنک کجایی دوم ابتدایی,حسنک کجایی دوم دبستان,
نویسنده: سپیده کاشانی